بسیاری از کسب‌وکارها برای فروش بیشتر، ابتدا به دنبال جذب بازدیدکننده بیشتر هستند. اما اگر بخش زیادی از کاربران وارد سایت شوند و بدون خرید یا ثبت درخواست خارج شوند، افزایش ترافیک به تنهایی مشکل را حل نمی‌کند. اینجا است که مفهوم نرخ تبدیل اهمیت پیدا می‌کند.

اگر می‌خواهید بدانید نرخ تبدیل چیست، چگونه محاسبه می‌شود و چه ارتباطی با CRO و افزایش فروش دارد، ابتدا باید مشخص کنیم «تبدیل» دقیقاً به چه اتفاقی در سایت گفته می‌شود.

Newsletter Form (#7)

برای رشد فروشگاهتان آماده‌اید؟

اطلاعاتتان را ثبت کنید تا مشاوران سیکا ۳۶۵ دقیق و اختصاصی راهنمایی‌تان کنند.


افزایش نرخ تبدیل چیست

نرخ تبدیل چیست؟

نرخ تبدیل یا Conversion Rate درصد کاربرانی است که پس از انجام یک اقدام مشخص، به هدف موردنظر کسب‌وکار می‌رسند. این اقدام می‌تواند خرید محصول، ثبت فرم، درخواست مشاوره، عضویت، دانلود فایل یا هر رفتار ارزشمند دیگری باشد.

برای مثال، فرض کنید در یک ماه ۵۰۰۰ نفر وارد فروشگاه اینترنتی شما شده‌اند و ۱۵۰ نفر از آنها خرید کرده‌اند. نرخ تبدیل خرید در این حالت ۳ درصد است. یعنی از هر ۱۰۰ بازدیدکننده، به طور میانگین ۳ نفر به مشتری تبدیل شده‌اند.

نکته مهم این است که نرخ تبدیل همیشه به معنی «خرید» نیست. اگر هدف یک صفحه دریافت شماره تماس مشتریان بالقوه باشد، تکمیل فرم می‌تواند تبدیل محسوب شود. بنابراین قبل از محاسبه نرخ تبدیل، باید مشخص کنید دقیقاً می‌خواهید کاربر چه کاری انجام دهد.

فرمول محاسبه نرخ تبدیل

برای محاسبه نرخ تبدیل، تعداد تبدیل‌های ثبت شده را بر تعداد کل کاربران یا بازدیدهای موردنظر تقسیم و نتیجه را در ۱۰۰ ضرب می‌کنیم:

نرخ تبدیل = (تعداد تبدیل ÷ تعداد کاربران یا بازدیدها) × ۱۰۰

برای نمونه، اگر ۲۰۰۰ نفر یک صفحه محصول را ببینند و ۸۰ نفر خرید کنند، نرخ تبدیل خرید آن صفحه ۴ درصد خواهد بود.

البته مبنای محاسبه همیشه یکسان نیست. در بعضی تحلیل‌ها از تعداد کاربران استفاده می‌شود و در بعضی دیگر تعداد Session یا بازدید. مهم این است که روش اندازه‌گیری متناسب با هدف انتخاب شود و در گزارش‌های مختلف تغییر نکند.

چرا نرخ تبدیل برای کسب‌وکار مهم است؟

نرخ تبدیل نشان می‌دهد ترافیکی که برای جذب آن هزینه و زمان صرف کرده‌اید، تا چه اندازه به نتیجه موردنظر منجر می‌شود. به همین دلیل، بررسی آن فقط برای تیم بازاریابی مهم نیست و می‌تواند اطلاعات ارزشمندی درباره عملکرد صفحات، تجربه کاربر و فرایند فروش در اختیار کسب‌وکار قرار دهد.

فرض کنید دو فروشگاه هر کدام ماهانه ۱۰ هزار بازدیدکننده دارند. فروشگاه اول با نرخ تبدیل ۲ درصد، ۲۰۰ سفارش دریافت می‌کند؛ فروشگاه دوم با نرخ تبدیل ۴ درصد، ۴۰۰ سفارش خواهد داشت. در این مثال، هر دو کسب‌وکار ترافیک یکسانی دارند، اما عملکرد آنها در تبدیل بازدیدکننده به خریدار متفاوت است.

بنابراین گاهی مسئله اصلی کمبود بازدیدکننده نیست؛ مسئله این است که سایت نمی‌تواند سهم مناسبی از بازدیدکنندگان فعلی را به اقدام موردنظر برساند.

در ادامه، بررسی می‌کنیم چه عددی را می‌توان نرخ تبدیل مناسب دانست و چه عواملی باعث می‌شوند این عدد از یک کسب‌وکار به کسب‌وکار دیگر متفاوت باشد.

نرخ تبدیل خوب چقدر است؟

برای نرخ تبدیل نمی‌توان یک عدد ثابت را به عنوان «خوب» یا «بد» تعیین کرد. نرخ مناسب به نوع کسب‌وکار، قیمت محصول، منبع ورود کاربران، مرحله قیف فروش و حتی نوع اقدامی که به عنوان تبدیل تعریف کرده‌اید بستگی دارد.

برای مثال، نرخ تبدیل خرید در یک فروشگاه اینترنتی با محصولات ارزان قیمت را نمی‌توان مستقیماً با نرخ تبدیل یک سایت فروش خدمات تخصصی مقایسه کرد. در اولی، کاربر ممکن است در همان جلسه خرید کند؛ در دومی، ممکن است ابتدا فرم مشاوره را تکمیل کند و چند روز بعد به مشتری تبدیل شود.

به همین دلیل، بهتر است به جای دنبال کردن یک عدد عمومی، روند نرخ تبدیل کسب‌وکار خودتان را در طول زمان بررسی کنید. اگر نرخ تبدیل یک صفحه در شرایط مشابه از ۲ به ۳ درصد رسیده باشد، این رشد می‌تواند از یک Benchmark عمومی برای کسب‌وکار دیگری ارزشمندتر باشد.

چه عواملی روی نرخ تبدیل تأثیر می‌گذارند؟

مهم‌ترین عوامل عبارت‌اند از:

  • نوع ترافیک: کاربری که از جست‌وجوی یک محصول مشخص وارد سایت شده، معمولاً با کاربری که از یک تبلیغ عمومی وارد شده رفتار یکسانی ندارد.
  • قیمت و نوع محصول: تصمیم‌گیری برای خرید یک محصول کم‌هزینه با خرید یک محصول گران یا یک خدمت تخصصی متفاوت است.
  • اعتماد: اعتبار برند، اطلاعات کامل، نظرات مشتریان و شفافیت شرایط خرید می‌توانند تردید کاربر را کاهش دهند.
  • تجربه کاربری: پیدا کردن محصول، مقایسه گزینه‌ها، ثبت سفارش و پرداخت باید بدون اصطکاک غیرضروری انجام شود.
  • مرحله قیف فروش: کاربری که برای اولین بار با برند آشنا شده، الزاماً آماده خرید نیست.
  • دستگاه و کانال ورود: رفتار کاربر موبایل می‌تواند با کاربر دسکتاپ متفاوت باشد و هر کانال بازاریابی نیز کیفیت متفاوتی از ترافیک ایجاد کند.

بنابراین، وقتی نرخ تبدیل پایین یا بالا به نظر می‌رسد، سؤال اصلی این نیست که «این عدد خوب است؟»؛ سؤال درست این است که این عدد در مقایسه با عملکرد قبلی و هدف مشخص کسب‌وکار چه چیزی به ما می‌گوید؟

انواع نرخ تبدیل در بازاریابی و فروش

«تبدیل» همیشه به معنی خرید نیست. در یک مسیر فروش، کاربر ممکن است چند اقدام مختلف انجام دهد و هر کدام از این اقدامات می‌تواند یک Conversion مستقل باشد.

برای نمونه، در یک فروشگاه اینترنتی مسیر کاربر ممکن است از مشاهده صفحه محصول شروع شود، به افزودن محصول به سبد برسد و در نهایت با پرداخت کامل شود. اگر فقط خرید نهایی را اندازه‌گیری کنیم، ممکن است متوجه نشویم که بخش بزرگی از کاربران دقیقاً در کدام مرحله از مسیر خارج شده‌اند.

نوع نرخ تبدیلچه چیزی را اندازه می‌گیرد؟نمونه
بازدیدکننده به لیدتبدیل کاربر به سرنختکمیل فرم یا درخواست مشاوره
لید به مشتریتبدیل سرنخ به خریدارخرید توسط یک لید
صفحه محصولانجام اقدام در صفحهافزودن به سبد
سبد خریدحرکت از سبد به مرحله بعدشروع فرایند پرداخت
پرداختتکمیل سفارشپرداخت موفق
کمپیننتیجه حاصل از یک کمپینخرید یا ثبت لید از تبلیغ

این تفکیک یک مزیت مهم دارد: به جای اینکه فقط به نتیجه نهایی نگاه کنیم، می‌توانیم کل مسیر حرکت کاربر تا خرید را بررسی کنیم.

فرض کنید ۱۰ هزار نفر وارد فروشگاه شده‌اند، ۸۰۰ نفر محصولی را به سبد اضافه کرده‌اند و در نهایت ۲۰۰ نفر خرید کرده‌اند. اگر فقط نرخ تبدیل نهایی را بررسی کنیم، بخشی از مسئله پنهان می‌ماند. اما وقتی مراحل را جداگانه بررسی کنیم، می‌توانیم بفهمیم مشکل احتمالاً در جذب کاربر نیست و باید مرحله سبد خرید یا پرداخت را دقیق‌تر بررسی کرد.

نرخ تبدیل شدن به مشتری با سایر تبدیل‌ها چه تفاوتی دارد؟

نرخ تبدیل شدن به مشتری، نتیجه نهایی یک مسیر است؛ اما همه تبدیل‌های قبل از آن الزاماً به فروش منتهی نمی‌شوند.

ممکن است یک کاربر فرم درخواست مشاوره را تکمیل کند و به عنوان لید ثبت شود، اما هرگز خرید نکند. بنابراین تعداد لیدها به تنهایی معیار مناسبی برای سنجش عملکرد فروش نیست.

برای همین، در کسب‌وکارهایی که فرایند فروش چندمرحله‌ای دارند، بهتر است شاخص‌هایی مانند نرخ تبدیل لید به مشتری، ارزش هر لید و نرخ تبدیل در مراحل مختلف قیف در کنار یکدیگر بررسی شوند.


نرخ تبدیل سرنخ به مشتری چیست؟

نرخ تبدیل سرنخ به مشتری نشان می‌دهد چه درصدی از لیدهای ایجادشده در نهایت به مشتری واقعی تبدیل شده‌اند. این شاخص بیشتر از اینکه فقط عملکرد سایت را نشان دهد، ارتباط میان بازاریابی و فروش را مشخص می‌کند.

برای مثال، اگر در یک ماه ۵۰۰ لید دریافت کنید و ۵۰ نفر از آنها خرید کنند، نرخ تبدیل سرنخ به مشتری ۱۰ درصد خواهد بود.

فرمول آن به شکل زیر است:

نرخ تبدیل لید به مشتری = (تعداد مشتریان به دست آمده از لیدها ÷ تعداد کل لیدها) × ۱۰۰

اما یک نکته مهم وجود دارد: همه لیدها ارزش یکسانی ندارند. اگر یک کمپین تعداد زیادی فرم دریافت کند اما بیشتر این افراد علاقه واقعی به محصول نداشته باشند، افزایش تعداد لید لزوماً به افزایش فروش منجر نمی‌شود.

چرا نرخ تبدیل لید به مشتری مهم است؟

فرض کنید تیم بازاریابی یک ماه ۱۰۰ لید ایجاد کرده و ماه بعد تعداد لیدها را به ۲۰۰ رسانده است. در نگاه اول، عملکرد ماه دوم بهتر به نظر می‌رسد. اما اگر در ماه اول ۲۰ لید و در ماه دوم فقط ۲۵ لید به مشتری تبدیل شده باشند، رشد تعداد لیدها به همان اندازه که تصور می‌شود ارزشمند نبوده است.

این موضوع نشان می‌دهد که کیفیت سرنخ می‌تواند از تعداد آن مهم‌تر باشد.

بررسی نرخ تبدیل لید به مشتری به کسب‌وکار کمک می‌کند بفهمد:

  • کدام کانال‌ها لیدهای باکیفیت‌تری ایجاد می‌کنند.
  • کدام کمپین‌ها بیشتر به فروش منجر می‌شوند.
  • آیا تیم فروش پیگیری مؤثری انجام می‌دهد یا خیر.
  • آیا مخاطبی که جذب شده، واقعاً با محصول یا خدمت تناسب دارد.
  • در کدام مرحله از مسیر فروش، بیشترین فرصت از دست می‌رود.

در نتیجه، اگر هدف فقط افزایش تعداد فرم‌ها یا تماس‌ها باشد، ممکن است تصویری ناقص از عملکرد بازاریابی داشته باشیم. معیار نهایی زمانی معنا پیدا می‌کند که بدانیم چه تعداد از این سرنخ‌ها واقعاً به مشتری تبدیل شده‌اند.

بهینه سازی نرخ تبدیل چیست

بهینه سازی نرخ تبدیل چیست؟

بهینه سازی نرخ تبدیل یا CRO مخفف Conversion Rate Optimization است و به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که با هدف افزایش درصد کاربرانی انجام می‌شود که اقدام موردنظر کسب‌وکار را انجام می‌دهند.

این اقدام می‌تواند خرید، ثبت فرم، درخواست مشاوره، عضویت یا هر هدف دیگری باشد. بنابراین CRO فقط به تغییر ظاهر سایت یا اضافه کردن یک دکمه جدید محدود نمی‌شود؛ هدف اصلی آن این است که بفهمیم چرا بخشی از کاربران اقدام موردنظر را انجام نمی‌دهند و چگونه می‌توان این مانع را برطرف کرد.

برای مثال، تصور کنید یک فروشگاه اینترنتی ماهانه ۲۰ هزار بازدیدکننده دارد، اما فقط ۳۰۰ سفارش ثبت می‌کند. اولین واکنش ممکن است افزایش بودجه تبلیغات و جذب بازدیدکننده بیشتر باشد. اما اگر مشکل اصلی در صفحه محصول، فرایند خرید یا مرحله پرداخت باشد، افزایش ترافیک فقط تعداد بیشتری کاربر را وارد همان مسیر مشکل‌دار می‌کند.

در CRO ابتدا داده‌ها بررسی می‌شوند، سپس نقطه مشکل شناسایی می‌شود و برای آن یک فرضیه مشخص شکل می‌گیرد. بعد از اجرای تغییر، نتیجه با داده‌های قبلی مقایسه می‌شود. به همین دلیل، بهینه سازی نرخ تبدیل بیشتر از آنکه یک کار طراحی باشد، یک فرایند تصمیم‌گیری مبتنی بر داده است.

CRO چه تفاوتی با افزایش ترافیک دارد؟

افزایش ترافیک یعنی افراد بیشتری را به سایت وارد کنیم؛ CRO تلاش می‌کند از ترافیکی که همین حالا داریم، نتیجه بهتری بگیریم.

این دو فعالیت رقیب یکدیگر نیستند. یک کسب‌وکار می‌تواند همزمان روی سئو، تبلیغات و جذب مخاطب جدید کار کند و در کنار آن، مسیر تبدیل کاربران را نیز بهبود دهد.

فرض کنید سایتی با ۱۰ هزار بازدید ماهانه و نرخ تبدیل ۲ درصد، ۲۰۰ سفارش دریافت می‌کند. اگر با بهینه سازی مسیر خرید نرخ تبدیل به ۳ درصد برسد، با همان میزان ترافیک تعداد سفارش‌ها به ۳۰۰ می‌رسد.

پس قبل از اینکه همیشه به دنبال بازدید بیشتر باشیم، باید ببینیم آیا سایت از ظرفیت ترافیک فعلی خود به اندازه کافی استفاده می‌کند یا خیر.

چگونه نرخ تبدیل سایت را افزایش دهیم؟

افزایش نرخ تبدیل با یک تغییر جادویی اتفاق نمی‌افتد. معمولاً چند مانع کوچک در مسیر کاربر وجود دارد که وقتی شناسایی و برطرف می‌شوند، نتیجه نهایی بهتر می‌شود.

بهتر است به جای اجرای همزمان ده‌ها تغییر، ابتدا مهم‌ترین نقطه ریزش را پیدا کنید و یک فرضیه مشخص برای بهبود آن داشته باشید.

صفحه محصول را برای تصمیم گیری کاربر بهینه کنید

کاربر باید بتواند در مدت کوتاهی بفهمد محصول چیست، چه نیازی را برطرف می‌کند، چه ویژگی‌هایی دارد و چرا باید آن را از شما بخرد.

اطلاعات مهم نباید در میان متن‌های طولانی یا بخش‌های نامرتبط پنهان شوند. قیمت، ویژگی‌های کلیدی، تصاویر مناسب، شرایط ارسال، ضمانت و دکمه اقدام باید در جای قابل مشاهده قرار داشته باشند.

صفحه محصول خوب فقط اطلاعات ارائه نمی‌کند؛ تردیدهای کاربر را نیز کاهش می‌دهد.

CTA را واضح و قابل فهم بنویسید

دکمه اقدام باید به کاربر بگوید بعد از کلیک چه اتفاقی رخ می‌دهد. عباراتی مانند «افزودن به سبد»، «ثبت سفارش» یا «درخواست مشاوره» معمولاً از عبارت‌های مبهمی که هدف مشخصی ندارند، قابل فهم‌تر هستند.

همچنین نباید صفحه را با CTAهای متعدد و رقیب پر کرد. اگر هدف اصلی صفحه فروش است، مسیر کاربر باید حول همان هدف شکل بگیرد.

فرایند خرید را کوتاه و ساده کنید

هر مرحله اضافه در فرایند خرید می‌تواند فرصتی برای خروج کاربر باشد. فرم‌های طولانی، ایجاد حساب اجباری، اطلاعات تکراری یا مراحل پرداخت پیچیده، اصطکاک ایجاد می‌کنند.

اگر اطلاعاتی برای تکمیل سفارش ضروری نیست، دلیلی ندارد از کاربر در همان مرحله دریافت شود. هر فیلدی که حذف می‌شود، یک مانع کمتر در مسیر تکمیل خرید است.

اعتماد کاربر را افزایش دهید

کاربر پیش از خرید باید مطمئن شود با یک کسب‌وکار معتبر و پاسخگو روبه‌رو است. اطلاعات تماس، شرایط بازگشت، روش‌های پرداخت، ضمانت، نظرات مشتریان و اطلاعات شفاف درباره محصول می‌توانند در کاهش تردید مؤثر باشند.

البته اضافه کردن چند نماد یا نشان اعتماد به تنهایی کافی نیست. اعتماد زمانی شکل می‌گیرد که اطلاعات ارائه‌شده در بخش‌های مختلف سایت با یکدیگر سازگار و قابل بررسی باشند.

تجربه کاربری موبایل را جدی بگیرید

بخش قابل توجهی از کاربران از طریق تلفن همراه وارد سایت می‌شوند. بنابراین فقط نباید نسخه دسکتاپ را بررسی کرد.

دکمه‌های کوچک، متن‌های ناخوانا، پاپ‌آپ‌های مزاحم، فرم‌های دشوار و فرایند پرداخت نامناسب در موبایل می‌توانند باعث خروج کاربر شوند. بررسی مسیر خرید با یک گوشی واقعی، گاهی مشکلاتی را نشان می‌دهد که در نسخه دسکتاپ دیده نمی‌شوند.

هزینه و شرایط خرید را شفاف کنید

یکی از دلایل رها کردن سبد خرید می‌تواند مواجه شدن با هزینه‌ای باشد که کاربر از ابتدا از آن اطلاع نداشته است. هزینه ارسال، زمان تحویل، شرایط پرداخت و محدودیت‌های سفارش بهتر است تا حد امکان پیش از مرحله نهایی برای کاربر مشخص باشند.

شفافیت فقط به تجربه کاربر کمک نمی‌کند؛ باعث می‌شود افرادی که وارد فرایند خرید می‌شوند، انتظار دقیق‌تری از هزینه و شرایط داشته باشند.

از داده‌های واقعی برای بهبود استفاده کنید

ممکن است تصور کنید دکمه خرید باید در جای دیگری قرار بگیرد یا یک فرم کوتاه‌تر عملکرد بهتری خواهد داشت. اما اینها در نهایت فرضیه هستند.

برای تصمیم‌گیری دقیق‌تر باید رفتار کاربران، نرخ ریزش مراحل مختلف، مسیرهای ورود و عملکرد صفحات بررسی شود. سپس تغییر موردنظر اجرا و نتیجه آن اندازه‌گیری شود.

به همین دلیل، CRO موفق از حدس شروع نمی‌شود؛ از یک مسئله قابل اندازه‌گیری شروع می‌شود.

چرا نرخ تبدیل سایت پایین است؟

پایین بودن نرخ تبدیل همیشه یک علت ندارد. گاهی مشکل از کیفیت ترافیک است و گاهی کاربر وارد سایت می‌شود، محصول را می‌بیند، حتی آن را به سبد اضافه می‌کند اما در مرحله پرداخت منصرف می‌شود.

برای پیدا کردن مشکل باید مسیر کاربر را مرحله به مرحله بررسی کرد.

وضعیتمشکل احتمالی
بازدید زیاد، خرید کمترافیک نامرتبط، صفحه محصول ضعیف یا پیشنهاد نامناسب
مشاهده محصول زیاد، افزودن به سبد کمقیمت، اطلاعات ناکافی یا نبود اعتماد
افزودن به سبد زیاد، خرید کمهزینه ارسال، پیچیدگی پرداخت یا هزینه نهایی
لید زیاد، مشتری کمکیفیت پایین لید یا ضعف فرایند فروش
تبلیغات موفق، تبدیل پایینناهماهنگی تبلیغ با لندینگ پیج
موبایل ضعیف، دسکتاپ بهترمشکل تجربه کاربری در موبایل

بنابراین، دیدن یک نرخ تبدیل پایین به تنهایی برای تشخیص مشکل کافی نیست. باید مشخص شود کاربر دقیقاً در کدام مرحله از مسیر خارج می‌شود و چه چیزی می‌تواند دلیل این خروج باشد.

برای مثال، اگر تعداد زیادی از کاربران محصول را به سبد اضافه می‌کنند اما تعداد کمی به مرحله پرداخت می‌رسند، احتمالاً مشکل در صفحه محصول نیست. در این شرایط باید مرحله سبد خرید، هزینه‌های اضافی و شرایط ارسال بررسی شوند.

از طرف دیگر، اگر کاربران وارد صفحه محصول می‌شوند اما تعداد کمی روی دکمه خرید کلیک می‌کنند، باید عواملی مانند قیمت، محتوای صفحه، پیشنهاد فروش، اعتماد و CTA را بررسی کرد.

این نگاه مرحله‌ای باعث می‌شود به جای تغییر تصادفی بخش‌های مختلف سایت، هر تغییر مستقیماً به یک مسئله مشخص در مسیر تبدیل پاسخ دهد.

ابزارهای اندازه گیری و بهینه سازی نرخ تبدیل

برای بهبود نرخ تبدیل، قبل از هر تغییری باید بدانیم کاربر در سایت چه رفتاری دارد. هیچ ابزار واحدی نمی‌تواند تمام این تصویر را نشان دهد؛ معمولاً باید داده‌های کمی، رفتار کاربر و اطلاعات فروش را در کنار هم بررسی کرد.

Google Analytics؛ برای بررسی رفتار و مسیر کاربران

Google Analytics برای بررسی شاخص‌هایی مانند تعداد کاربران، صفحات ورودی، مسیر حرکت کاربران و رویدادهای مختلف کاربرد دارد. با تعریف Conversion می‌توان مشخص کرد چه تعداد از کاربران به هدف تعیین‌شده رسیده‌اند و عملکرد مسیرهای مختلف را با یکدیگر مقایسه کرد.

برای CRO، نکته مهم فقط نگاه کردن به نرخ تبدیل نهایی نیست. باید بررسی شود کاربران از کدام کانال وارد شده‌اند، در چه صفحاتی بیشتر ریزش کرده‌اند و کدام مسیرها در نهایت ارزش بیشتری برای کسب‌وکار ایجاد کرده‌اند.

Google Search Console؛ برای بررسی کیفیت ورودی ارگانیک

Search Console بیشتر برای تحلیل عملکرد جست‌وجوی گوگل استفاده می‌شود، اما اطلاعات آن می‌تواند در تحلیل تبدیل نیز مفید باشد.

برای مثال، ممکن است یک صفحه تعداد زیادی Impression و Click دریافت کند، اما نرخ تبدیل پایینی داشته باشد. این وضعیت می‌تواند نشان دهد که صفحه از نظر جذب ترافیک عملکرد خوبی دارد، اما محتوای صفحه یا پیشنهاد ارائه‌شده با انتظار کاربر کاملاً هماهنگ نیست.

ابزارهای Heatmap و Session Recording

نقشه حرارتی و ضبط Session به شما کمک می‌کنند ببینید کاربران در عمل چگونه با صفحه تعامل دارند. برای مثال می‌توان متوجه شد کاربران روی کدام بخش‌ها کلیک می‌کنند، تا چه قسمتی از صفحه را می‌خوانند یا در چه مرحله‌ای تعامل خود را متوقف می‌کنند.

این اطلاعات به تنهایی دلیل مشکل را ثابت نمی‌کنند، اما می‌توانند سرنخ خوبی برای ساخت فرضیه CRO باشند.

CRM؛ برای بررسی تبدیل لید به مشتری

در کسب‌وکارهایی که فرایند فروش چندمرحله‌ای دارند، داده‌های سایت به تنهایی کافی نیستند. ممکن است یک صفحه تعداد زیادی لید ایجاد کند، اما بیشتر آنها کیفیت پایینی داشته باشند.

CRM کمک می‌کند مسیر لید از زمان ثبت اطلاعات تا تماس، مذاکره و خرید بررسی شود. به این ترتیب می‌توان فهمید کدام کانال یا کمپین فقط لید ایجاد می‌کند و کدام یک لید با احتمال تبدیل بالاتر به مشتری می‌سازد.

ابزارهای A/B Testing

در تست A/B، دو نسخه از یک صفحه یا یک عنصر مشخص در اختیار کاربران قرار می‌گیرد تا عملکرد آنها با یکدیگر مقایسه شود. برای مثال می‌توان دو عنوان، دو CTA یا دو نسخه از یک لندینگ پیج را آزمایش کرد.

هدف تست این نیست که صرفاً ببینیم کدام نسخه از نظر ظاهری بهتر است؛ معیار اصلی باید نتیجه‌ای باشد که برای کسب‌وکار اهمیت دارد.

بهترین ابزار CRO ابزاری نیست که بیشترین داده را تولید کند؛ ابزاری است که به پاسخ دادن به یک سؤال مشخص کمک کند.

اشتباهات رایج در افزایش نرخ تبدیل

افزایش نرخ تبدیل فقط به اجرای تکنیک‌های مختلف وابسته نیست. گاهی یک فرایند CRO به دلیل تصمیم‌های اشتباه نتیجه نمی‌دهد، حتی اگر تغییرات ظاهراً منطقی باشند.

تغییر همزمان چند عامل

اگر عنوان صفحه، تصاویر، CTA، قیمت و فرم را همزمان تغییر دهید و بعد نرخ تبدیل بهتر شود، نمی‌دانید کدام تغییر باعث نتیجه شده است.

البته در بعضی پروژه‌ها بازطراحی کامل یک مسیر ضروری است، اما زمانی که هدف یادگیری و بهینه سازی مرحله‌ای است، بهتر است تغییرات تا حد امکان قابل تفکیک باشند.

تصمیم گیری بر اساس حدس

اینکه یک مدیر، طراح یا کارشناس تصور کند «کاربران این دکمه را نمی‌بینند» هنوز دلیل کافی برای تغییر آن نیست.

نظر متخصص می‌تواند به ساخت فرضیه کمک کند، اما بهتر است با داده‌های واقعی، رفتار کاربران یا نتیجه یک آزمایش پشتیبانی شود.

تمرکز بیش از حد روی ظاهر

تغییر رنگ دکمه یا اصلاح طراحی ممکن است در بعضی شرایط اثرگذار باشد، اما CRO بسیار گسترده‌تر از ظاهر یک صفحه است.

اگر قیمت نامناسب باشد، اطلاعات محصول ناقص باشد، هزینه ارسال در پایان خرید نمایش داده شود یا کاربر به کسب‌وکار اعتماد نکند، تغییر رنگ دکمه مشکل اصلی را حل نمی‌کند.

دنبال کردن یک Benchmark عمومی

مقایسه نرخ تبدیل با یک عدد عمومی می‌تواند گمراه‌کننده باشد. صنعت، محصول، قیمت، منبع ترافیک و مرحله قیف فروش روی نتیجه تأثیر دارند.

بهتر است عملکرد فعلی را با داده‌های قبلی خودتان، صفحات مشابه و اهداف مشخص کسب‌وکار مقایسه کنید.

توجه نکردن به کیفیت لید

اگر هدف فقط افزایش تعداد فرم‌های ثبت‌شده باشد، ممکن است یک تغییر نرخ تبدیل را بالا ببرد اما فروش واقعی را کاهش دهد.

برای مثال، یک پیشنهاد بسیار عمومی می‌تواند تعداد زیادی لید ایجاد کند؛ اما اگر این افراد نیاز یا توان خرید محصول را نداشته باشند، ارزش تجاری آنها پایین خواهد بود.

تست کردن بدون داده کافی

یک آزمایش با تعداد کمی کاربر نمی‌تواند همیشه نتیجه قابل اتکایی ارائه دهد. نوسانات طبیعی رفتار کاربران ممکن است باعث شود یک نسخه موقتاً بهتر به نظر برسد.

بنابراین پیش از تصمیم‌گیری درباره نتیجه یک تست باید حجم داده، مدت آزمایش و هدف اصلی آن در نظر گرفته شود.

بهینه سازی فقط برای خرید نهایی

همه کاربران در اولین ورود آماده خرید نیستند. اگر تمام توجه روی Purchase باشد، ممکن است فرصت‌های مهمی مانند ثبت لید، عضویت، مشاهده محصول یا بازگشت کاربر را نادیده بگیرید.

CRO باید کل مسیر کاربر را ببیند، نه فقط آخرین کلیک قبل از خرید.

نرخ تبدیل چیست

جمع بندی؛ نرخ تبدیل با داده بهتر می‌شود، نه با حدس

نرخ تبدیل فقط یک عدد در گزارش‌های بازاریابی نیست. این شاخص نشان می‌دهد چه سهمی از کاربرانی که وارد مسیر کسب‌وکار شده‌اند، اقدام موردنظر را انجام داده‌اند.

اگر نرخ تبدیل پایین است، اولین راهکار لزوماً جذب ترافیک بیشتر نیست. گاهی مشکل در صفحه محصول، تجربه کاربری، فرایند پرداخت، کیفیت لیدها یا حتی هماهنگ نبودن پیام تبلیغ با صفحه مقصد قرار دارد.

بهینه سازی نرخ تبدیل یعنی این مشکلات را با داده پیدا کنیم، برای آنها فرضیه بسازیم، تغییرات را آزمایش کنیم و نتیجه را بسنجیم. این فرایند یک پروژه یک‌باره نیست؛ با تغییر رفتار کاربران و شرایط بازار، نیازهای سایت نیز تغییر می‌کنند.

در نهایت، هدف CRO این نیست که فقط یک درصد را بالاتر ببریم؛ هدف این است که مسیر تبدیل کاربر به مشتری را ساده‌تر، شفاف‌تر و مؤثرتر کنیم.

Newsletter Form (#7)

برای رشد فروشگاهتان آماده‌اید؟

اطلاعاتتان را ثبت کنید تا مشاوران سیکا ۳۶۵ دقیق و اختصاصی راهنمایی‌تان کنند.



سوالات متداول درباره نرخ تبدیل و CRO

۱. نرخ تبدیل چیست؟

نرخ تبدیل درصد کاربرانی است که یک اقدام مشخص و موردنظر کسب‌وکار را انجام می‌دهند. این اقدام می‌تواند خرید، ثبت فرم، درخواست مشاوره، عضویت یا هر هدف دیگری باشد. برای محاسبه آن، تعداد تبدیل‌ها بر تعداد کاربران یا بازدیدهای موردنظر تقسیم و در ۱۰۰ ضرب می‌شود.

۲. نرخ تبدیل خوب چند درصد است؟

یک عدد ثابت برای همه کسب‌وکارها وجود ندارد. نوع محصول، صنعت، قیمت، کانال جذب، کیفیت ترافیک و مرحله قیف فروش روی این شاخص تأثیر می‌گذارند. بهتر است نرخ فعلی را با عملکرد قبلی کسب‌وکار و صفحات مشابه مقایسه کنید.

۳. بهینه سازی نرخ تبدیل چیست؟

بهینه سازی نرخ تبدیل یا CRO فرایندی برای افزایش سهم کاربرانی است که اقدام موردنظر کسب‌وکار را انجام می‌دهند. در این فرایند، رفتار کاربران و داده‌های سایت بررسی می‌شود، نقاط اصطکاک شناسایی می‌شوند و تغییرات مختلف با هدف بهبود نتیجه آزمایش می‌شوند.

۴. چگونه نرخ تبدیل سایت را افزایش دهیم؟

ابتدا باید مشخص کنید کاربران در کدام مرحله از مسیر تبدیل خارج می‌شوند. سپس عواملی مانند کیفیت محتوا، CTA، تجربه کاربری، سرعت سایت، اعتماد، فرایند خرید و شفافیت قیمت را بررسی کنید. تغییرات مهم را بهتر است بر اساس داده و آزمایش ارزیابی کنید، نه صرفاً حدس.

۵. آیا افزایش ترافیک باعث افزایش نرخ تبدیل می‌شود؟

لزومی ندارد. افزایش ترافیک می‌تواند تعداد تبدیل‌ها را بیشتر کند، اما اگر بازدیدکنندگان جدید ارتباط مناسبی با محصول نداشته باشند، نرخ تبدیل حتی ممکن است کاهش پیدا کند. جذب ترافیک باکیفیت و بهینه سازی مسیر تبدیل باید در کنار یکدیگر انجام شوند.

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *